بيست و پنجسال از افول ستاره اي ميگذرد كه در تاريكي محض طلوع كرد و شعاع فروزانش تا مدتي چشمان خفاشان را كور كور كرد خميني تنها و تنها كسي بود كه غير از خدا از هيچ نترسيد و واهمه اي از توپ و تشر هاي جاري قرن بخود راه نداد زرق و برق دنيا حتي براي يك دقيقه در دلش جا خوش نكرد و براي ما كه تابع فقه اماميه هستيم برقي از نور امامان معصوم را بنمايش گذارد . خداترسي همراه با شجاعت بينظير تحكم در عين ترحم سياست در عين ديانت خود باوري در عين تهيدستي و اعتماد باينده در ابتداي راهي كه پيش گرفته از او چهر ه اي ساخت كه دوست و دشمن را بتحسين واداشت . در بعد علمي به تائيد اهل علم تنها كسي بود كه كه عرفان و فلسفه را همزمان تعليم و تدريس و عملياتي نمود زهد را در بالاترين مقام ديني و كشوري از ياد نبرد برنامه ريزي و نظم رادر سخت ترين ومشكلترين روز وشبهاي عمرش بهم نزد و ازعواطف لازمه زندگي شخصي و خانوادگيش بدليل مشغله فراوان كم نگذاشت و خلاصه بر مسندي از درجه رجال الخاص تكيه زد كه كمتر كسي نوان دستيابي به آن را ميتواند پيدا كرد