غریب
ومحرم امد
وحدیث غم وتنهایی یک مرد (غریب)
که نمی خواست یکی زان همه تابع و ........... باشد
و نمی خواست که همنوعانش
خام و خواب و خوارو .................باشند
باری اواهای محرم برایم جذبه خاصی دارد گاهگاهی هم خودم در تاریکی بلندگو را دست میگیرم و ذکر مختصری که بلدم را زمزمه میکنم امسال هم شب عاشورا دیدم مداح حق مطلب را ادا نکرده و بچه ها تشنه هستند این چند بیت حاج منصور را که بی مناسبت برای هیئتمان نیست در مایه شورخواندم
کعبه در هم شکسته اکبرا
حیدر از پا نشسته اکبرا
بعد تو دیگر حرم ارام نیست
دیگر از صبر و تحمل نام نیست
تا که زینب از تو اوائی شنید
از حرم چون فاطمه بیرون دوید
دشمنان گفتند و این مظلومه کیست
گوئیا زهرا بدنبال علیست
همچو زهرا مو پریشان کرده است
مو پریشان حفظ جانان کرده است
بعد هم شور معروف :
بر مشامم میرسد هر لحظه بو ی کربلا
....................................
دوستان توصیه دارند که مداحی کن اما وقتی فکر میکنم میبینم ازم ساخته نیست ولی دوست دارم که حوادث واقعی اتفاق افتاده در کربلا طبق مقاتل معتبر لا اقل در هیئت ما که داعیه تحصیلکردگی دارد بازگو شود